مرتضى مطهرى
210
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
باشيم . اين درست عكس اين دستور است . به هرحال چنين قدرتى در بشر هست ، قدرت تصنع و اينكه ظاهر خودش را بر خلاف آنچه در باطن دارد بسازد كه احياناً در مواقعى خوب و مطلوب است و در مواقع ديگر چون گمراه كننده است بد است ، كه موارد زيادى دارد . اين جهت از مختصات انسان است . انسان مثل عبارت است . بعضى از الفاظ و عبارتها در معنى خودش صريح است ، يعنى انسان وقتى كه جمله را مىخواند مىفهمد مقصود چيست ؛ يك عبارت صريح است . بعضى جملهها عبارتهاى معقَّد و پيچيده است . وقتى كه شما يك بيت يا يك رباعى از شعرهاى سعدى را مىخوانيد ، در كمال صراحت و وضوح ، معنا خودش را از لفظ نشان مىدهد . اما بعضى از اشعار ممكن است كه در نهايت بلاغت هم باشد ، خيلى معنى دقيق و رقيقى هم داشته باشد اما معقّد و پيچيده است ، لفظ معنى را آنطور كه بايد نشان نمىدهد و بعضى از عبارتها اساساً معماست ، انسان نمىفهمد كه اصلًا مقصود از آن چيست و گوينده چه مىخواسته بگويد . بعضى از عبارتها ظاهرى دارد و باطن ديگرى . انسان نگاه مىكند ، اول يك معنا از آن مىفهمد ولى وقتى خيلى در آن دقت مىكند مىبيند مقصود ديگرى داشته است غير از آنچه كه ظاهر مىفهماند . انسانها درست مثل عبارتها هستند . ظواهر انسانها با منويّات آنها حكم لفظ و معنا را دارد . پس نقطهء مقابل نفاق چيست ؟ صراحت و صداقت . آنچه كه اسلام از يك نفر مسلمان مىخواهد صراحت و صداقت است ، كه صريح باشد ، مثل استعارهء بالكنايه و جملهء كنايى نباشد ؛ راست باشد و دروغ نباشد ، چون در هر نفاقى دروغ هم مستتر است . البته دروغها را ما اغلب در لفظ مىگوييم ولى نفاق گاهى دروغش در لفظ است و گاهى در تظاهر و عمل ؛ انسان خودش را آنچنان نشان مىدهد كه نيست . گفت : « آيا تو هرآنچه مىنمايى هستى ؟ » يك جور مىنماياند و جور ديگرى هست . مثل معروفى است ، مىگويند : « جوفروشى و گندمنمايى » انسان جوفروش باشد ولى گندم نشان بدهد . اين هم بحثى مختصر راجع به ماهيت نفاق . اما خطر نفاق .